| خشم و غضب مؤمن کسي است که بهنگام خشم از حقيقت دور نمي افتد و اگر خشنود و راضي است در باطل وارد نمي شود . خشم کليد هر بدي است. خشم دل شخص حکيم را تباه مي سازد .
هر که جلوي خشم خود را نگيرد مالک عقل خويش نيست .
خوش اخلاقي شکيبائي ، نيکوکاري ، خونسردي و خوش اخلاقي از خويهاي پيامبران است . بر تو باد سخاوتمندي و خوش اخلاقي که اين دو خصلت مرد را مي آرايند همانطور که دانه درشت مرواريد در وسط گردنبند زينت بخش آن است. هيچ زندگي اي گواراتر از زندگي توأم با حسن خلق و هيچ مالي سودمندتر از قناعت به روزي کافي اندک هيچ جهلي مضرتر از خود بيني نيست . سه چيز بر کرم و بزرگواري مرد دلالت دارد : خوش خلقي ، خشم خوري ، و چشم پوشي . به امام گفته شد : مرز خوش اخلاقي چيست ؟ فرمود : نرم بال و پاکيزه کلام باشي و برادرت را با روي باز و خندان ديدار کني
رازداري سينه تو گسترده ترين جا براي راز تو است. راز تو بخشي از خون تو است ، پس آنرا در رگهاي ديگران جاري مساز . هر که رازش را حفظ کند اختيار هنوز در دست خود اوست و هر سخني از ميان دو نفر بگذرد ، پخش شده است. آشکار کردن راز و پخش آن ساقط شدن و هلاکت است. فاش کننده راز فردي است دچار شک و ترديد ( و باور ندارد ).
صله رحم و احسان به خويشاوندان سه خوي از عاليترين خويهاي دنيا و آخرت است: کسي را که به تو ستم کرده ببخشي ، با کسي که از تو بريده بپيوندي ، و هر گاه در حق تو جهالت و اهانت شده خونسرد باشي . هر کس زباني صادق داشته باشد ، عملش پاکيزه گردد و هر که نيت و قصد نيکو داشته باشد ، روزيش فراخ ميشود ، و هر کس به اعضاي خانواده اش احسان و نيکوئي کند ، عمرش افزون مي گردد . هر کسي دست از خدمت به خلق بکشد در واقع يک دست از ايشان دريغ داشته است و در نتيجه چندين دست از کمک به او عقب کشيده خواهد شد .
پيرامون خودسازي هر کس در جستجوي نقص و کسري در وجود خود نباشد ، هميشه ناقص مي ماند و کسي که دائماً ناقص است و رو به کمال نمي رود ، مرگ براي او بهتر است . هر کس با مردان خصومت بورزد مروت و مردانگي اش از ميان مي رود . مؤمن مدارا مي کند و کنار مي آيد ، اما نزاع و کشمکش نمي کند . کسي که دو روز او برابر باشد ، زيان کرده است و آن کس که امروز او بهتر از ديروزش باشد به حال او بايد غبطه خورد . از آثار تواضع و فروتني است اينکه با هر که ديدار کني به او سلام کني . هر که واعظي دروني و مانعي خودي و همدمي که او را ارشاد کند ، نداشته باشد دشمنش بر گرده او سوار خواهد شد .
معرفت و شناخت خداوند هيچ عملي را جز همراه با معرفت و شناخت نمي پذيرد و اصولاً معرفت و شناخت آنجا وجود دارد که عمل هست . پس هر که داراي معرفت بود همين معرفت او را به کار و علم رهنمون مي شود و آن کس که عمل نمي کند اصلاً داراي شناخت نيست . دانش شعاع شناخت و معرفت است. حکمت عبارت است از معرفت و دين فهمي .
ارزش عقل وتعقل عقل و خرد ، چيزي است که خداوند بوسيله آن پرستش و بندگي شده و با آن بهشتها تحصيل گرديده است. اجر و پاداش به ميزان عقل و خرد است. کاملترين مردم از نظر عقل خوش خلقترين آنان است. ستون و پايه انسانيت عقل و خرد است. عقل راهنماي شخص با ايمان است. پرداختن به دانش و زياد در آن انديشيدن و فکر کردن ، چشم عقل را باز مي کند. کمال و وارستگي عقل در گرو سه چيز است : تواضع و فروتني براي خدا ، يقين نيکو داشتن و سکوت مگر از بيان مطلب خود. با فضليت ترين آثار و علائم عقل ، عبادت و بندگي خدا و محکمترين و مطمئن ترين سخن براي او ، دانش و بزرگترين بهره و لذت او حکمت است. لب محبت نيمي از خردمندي است .
موضوعات گونه گون چهار چيز است که کم آنها هم |