هو اللطيف
بدترين برادران کسى است که براى او به رنج افتى . [ چه رنج افتادن مستلزم مشقّت است . و اين شرّ را برادرى که براى او به رنج افتاده‏اند سبب شده . پس او بدترين برادران است . ] [نهج البلاغه]
وضعيت من در ياهو
يــــاهـو
کل بازديدهاي وبلاگ
17665
بازديدهاي امروز وبلاگ
2
بازديدهاي ديروز وبلاگ
40
منوي اصلي

[خـانه]

[  RSS  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

درباره خودم
هو اللطيف
مجتبي نصيري[249]
عجب عمرها تموم شد* ‏ به دور از هم حروم شد* چه خاطرات شيريني * ‏ چه رفت و ناتموم شد
لوگوي وبلاگ
هو اللطيف
فهرست موضوعي يادداشت ها
بايگاني
شعر و ادبيات [15]
کامپيوتر و موبايل [26]
خانه و خانواده [45]
مطالب جالب [60]
ورزشي [8]
بهداشت و سلامتي [25]
مذهبي [56]
متفرقه [12]
پيوندهاي روزانه

مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي [9]
دانشگاه پيام نور (شخصي) [9]
دانلود ترانه هاي قديمي [14]
118 [7]
همشهري آنلاين [33]
دانشگاه مجازي امام خميني [22]
مرکز دانلود کتابهاي رايگان فارسي [55]
آموزش کمکهاي اوليه [14]
امدادگر [10]
خدمات بانک ملي [34]
پرشين - ارسال اس ام اس [64]
ارتباطات سيار [53]
لغتنامه آنلاين [21]
حضرت معصومه (س) [19]
دانشگاه پيام نور [85]
[آرشيو(24)]

اوقات شرعي
لينک دوستان

وبلاگ تخصصي کامپيوتر - شبکه - نرم افزار
گروه مخوف
صبا
اموزش . ترفند. مقاله
يکدلي در سفر زندگي
مشق عشق
ستاره غريب
آبدارخانه
اگر علم در ثريا باشد مرداني از فارس به آن دست مي يابند(پيامبرص)
گهواره
شهيدان لاله هاي لاله زارند
آسمان 110
گل نرگس
فقط خدا رو عشقه
سرگرمي

کتابدار
آواز ملي ايران
شب تنهايي
مذهبي فرهنگي سياسي عاطفي اکبريان
کتابهاي الکترونيکي
آواي ايرج
بازي بزرگان
تارا
جک
نافذ
دوستت دارم
در حريم اهل بيت(ع)
رضايي بلاگ
عشق و عاشقي
آفتاب
مسافر عشق
اسرار موفقيت
تعيين وزن
مسافر عشق
کتاب جهاني
قاسم
شب تنهايي رويا

تقديم به زندگيم
سبزِِسبز
لبيک شاه علقمه
گلچين خاله نسرين
ترفند کامپيوتر
باران آبي
زورقي در ساحل

لوگوي دوستان




















































mi118.com

نام:

ايميل:

 
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com
   [آرشيو شده ها]

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + ترکم مکن پنجشنبه 27 تير 1387  ساعت 8:16 صبح









ترکم مکن اي عشق من بي همزبانم


تنها تو يي اي نازنين آرام جانم


اينجا کسي در سينه اش رويا ندارد


دل را سپردن تا ابد معنا ندارد


سر در گريبانم کسي هم درد من نيست


از عشق جز آلودگي چيزي نديدم


از فصل هاي دوستي من دل بريدم


اين زندگي ديگر سرو سامان ندارد


ديگر به عشق من کسي ايمان ندارد


ديگر نمي داند که را بايد صدا زد


اين قلب را تا کي به طوفان بلا زد


من باغبان فصل هاي انتظارم



تو خوب مي داني من اينجا بي قرارم


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + ساحل عبادت سه‏شنبه 25 تير 1387  ساعت 8:31 صبح








ميلاد حضرت علي (ع) مبارکباد


سلام دوستان گلم


آنچه پيش رو داريد، پاسخهاي شفاهي عارف بزرگ حضرت ايت الله العظمي بهجت مدظلهالعالي است که به شما خوانندگان گرامي تقديم ميشود.


خوابم زياد و نماز صبحم را در آخرين دقيقه ميخوانم، چه چاره اي کنم؟


کم آب بخوريد. [خوردن آب زياد، مايعات و مصرف ماست و دوغ در شب موجب سنگيني خواب ميشود.]


در اثر سجده زياد، گاهي علامت مهر بر روي پيشاني ميماند، ايا اين حالت ريا محسوب ميشود؟


سجده طولاني از عباداتي است که کمر شيطان را ميشکند. اما کسي که سجده طولاني انجام دهد بايد مواظب باشد که مرتکب ريا نشود. بعد از سجده بايد جلو ايينه بايستد و ببيند ايا جاي مهر در پيشانياش نقش بسته است يا نه، اگر نقش بسته بود، مقداري بمالد تا به صفت رذيله مبتلا نشود1.


براي رفع تنبلي و کسالت در عبادات چه بايد کرد؟


در اوقات نشاط، مشغول به عبادت مستحب شويد، و در اوقات کسالت اقتصار بر واجبات نماييد2. [يعني در اوقات کسالت به همان واجبات اکتفا کنيد.]


براي توفيق نماز شب چه کنيم؟


با قرائت آيه آخر سوره کهف و اهتمام به اين امر و اگر علاج نشد، تقديم بر نصف ميشود3. [به نيت بيدار شدن ساعتي خاص، مداومت به قرائت آيه آخر سوره کهف نمايد و اگر نتيجه نداد، نماز را قبل از نيمه شب به جا آورد.]


برادري دارم که به هيچ وجه نماز نميخواند و رفيق ناباب دارد و هرچه او را موعظه ميکنيم گوش نميدهد. لطفاً يک راه صريح نشان دهيد؟


بعد از نماز جعفر طيار عليهالسلام، براي هدايتش دعا کنيد و در سجده آخر براي اين مقصد دعا نماييد و تباکي کنيد (خود را به حالت گريه درآوريد)4.


چه کنيم تا نماز صبحمان قضا نشود، چون گاهي نمازمان قضا ميشود و ما ناراحت ميشويم؟


کسي که باقي نمازهايش را در اول وقت بخواند خدا او را براي نماز صبح بيدار خواهد کرد5.


براي ازدياد محبت به حضرت ولي عصر (عج) چه کنيم؟


گناه نکنيد و نماز اول وقت بخوانيد.


براي دوري از ريا چه بايد کرد؟


با عقيده کامل، اکثار «حوقله» کند يعني زياد بگويد: لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم).


گاهي اوقات در عبادات ريا ميکنم و بعداً سخت رنج ميبرم، علاج آن چيست؟


علاج اين است که ريا بکند، ولي اگر در مقابل، شاه و گدا است، ريا براي شاه بکند، فافهم ان کنت من أهله يعني براي بندگان خدا ريا نکند بلکه عبادت را براي اينکه خدا ببيند انجام دهد


 


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + براي همه پدرها؛ پشت چهره جدي وخسته دوشنبه 24 تير 1387  ساعت 9:0 صبح








با سلام خدمت دوستان گلم  


صاحبان شانه‌هايي هميشگي براي تکيه دادن فرزندان؛صاحبان نگاهي که مي‌درخشد به وقت تماشاي پاره‌هاي تن؛ صاحبان توفاني بي‌صدا از محبت‌هاي پنهاني.

   نگهبان نهال‌هاي نورس در روزهاي شکنندگي و آسيب‌پذيري؛ همراه روزهاي دشوار بزرگ شدن‌ها؛ همراه مراقب در روزگار ترس‌هاي کودکانه و بي‌قراري‌هاي نوجوانانه و بي‌پروايي‌هاي جوانانه؛ آنها که بخش مهمي از جواني خود را براي ساختن بخش مهمي از آينده صرف مي‌کنند.


   اين داستان تلاش پدرانه است براي آن که نوجواني‌هاي فرزندان همراه با آسودگي سپري ود. تفريح کمتر و کار بيشتر، شعار خيلي از پدرهاست که سال‌هاي متوالي از روياهاي شخصي خود مي‌گذرند تا براي فرزندان خود جاده‌هايي جديد بسازند.
 اين بخش جدايي‌ناپذير از دنياي پدرانه است که شکل مي‌گيرد تا از نسل‌هاي آينده مراقبت شود.



   بعضي از پدرها آن‌قدر سخت کار مي‌کنند که براي خيلي از ماجراهاي معمولي زندگي وقت ندارند. اين عجيب نيست که آنها در مسير ساختن آينده‌اي بهتر براي فرزندان، وقتي براي از دست دادن ندارند. گاهي بچه‌ها از پدرها ناراحت مي‌شوند که نه وقت تفريح دارند و نه وقت سفر؛ اما بعدها که خود پدر مي‌شوند و نگران آينده فرزندان خود؛ مي‌فهمند  چرا پدر براي خيلي از کارها وقت نداشت.


آنها بعدها مي‌فهمند که آن همه کار کردن براي چه بود. مي‌فهمند از وقتي که اولين گريه کودکي شنيده مي‌شود، ماجرايي براي پدران آغاز مي‌شود که به دنيايي خاص تعلق دارد؛ دنيايي که مسئوليت تلاش براي فرزندان در آن حرف اول و آخر است. بعضي پدرها وقت کمتري براي ابراز مهرباني دارند، اما در پشت چهره جدي و خسته آنها، دنيايي از مهرباني  وجود دارد.



   آنها سال‌ها خستگي‌ناپذير کار مي‌کنند تا فرزندان را در جاده‌هاي آسودگي ببينند و آن وقت مي‌توانند نفسي به راحتي بکشند و با شادي فرزندان شاد شوند.


   ميراث واقعي آنها عمري است که در مسير خوشبختي فرزندان صرف مي‌کنند.


(پيشاپيش ميلاد حضرت علي (ع) و روز پدر مبارک باد)



















 
     
  

  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + موي سپيد يکشنبه 23 تير 1387  ساعت 9:41 صبح

با سلام خدمت دوستان گلم


ميلاد امام جواد (ع) را را به همه شما عزيزان تبريک ميگم


شعر موي سپيد را که استاد گلپا خوانده برايتان ميگذارم اميدوارم لذت ببريد.


 



موي سپيد و توي آينه ديدم
آهي بلند از ته دل کشيدم
تازير لب شکوه رو کردم آغاز
عقل هي ام زد که خودت رو نباز
عشق بايد پادر ميوني کنه
تا آدم احساس جووني کنه
رفته بودم تا مثل يک کبوتر
باز کنم تو آسمون بال وپر
ديدم که شوقي ندارم به پرواز
عقل هي ام زد که خودت رو نباز
عشق بايد پادر ميوني کنه
تا آدم احساس جووني کنه
رفتم که با شادي و سازش کنم
گلهاي گلدون و نوازش کنم
از دل بي حوصله غمگين شدم
تشنه دلداري و تسکين شدم
تازير لب شکوه رو کردم آغاز
عقل هي ام زد که خودت رو نباز
عشق بايد پادر ميوني کنه
تا آدم احساس جووني کنه


 


 


 


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + اول چيزي پنجشنبه 20 تير 1387  ساعت 9:0 صبح

اول چيزي که


 



اول چيزي که محبت را از خانه مي برد و شيشه محبت را مي شکند تند خوئي است .


اختلاف ، تندي ، پرخاشگري ، شيشه محبت را زود مي شکند .


اگر زن در مقابل شوهر زبان دراز شد ، پرخاشگر شد ، همان جمله اولش ، يک ضربه به احساس مرد مي زند .


اگر مرد تند خو شد همان فرياد او ، تندي او ، در مرتبه اول يک ضربه به محبت مي زند و اگر خداي نکرده اين تند خوئي از طرف هر دو ادامه پيدا کند ، قطعاً شيشه محبت شکسته مي شود و بالاتر بگويم محبت به نفرت مبدّل مي شود ، به سنگدلي و قساوت مبدّل مي شود . مخصوصاً اگر در تند خوئيها و پر خاشگريها ، زخم زبان باشد و العياذ بالله کسي را به رخ او بکشند .


يعني مثلاً زن مردي را به رخ شوهرش بکشد ، بگويد ببين چه زندگي خوبي دارد ، چه مرد خوبي است يا العياذ بالله مرد زني را به رخ زنش بکشد ، بگويد ببين زن همسايه چه زن خوبي است اين جمله به اندازه اي کوبندگي دارد که نه فقط محبت را از بين مي برد ، بلکه نفرت مي آورد ، نه فقط رحمت و دلسوزي را از بين مي برد که قساوت و سنگدلي مي آورد .


 بايد مواظب باشيم اينگونه امور در زندگي ما نباشد .


همدل و همزبون باشيد


دعايم کنيد


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + سرنوشت روزها سه‏شنبه 18 تير 1387  ساعت 10:36 صبح

سرنوشت روزها را روي هم سنجاق کردم : شنبه هاي بي پناهي، جمعههاي بي قراري / عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري / روي ميز خالي من، صفحه باز حوادث در ستون تسليت ها، نامي از ما يادگاري


(قير امين پور)


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + مهم نيست شنبه 15 تير 1387  ساعت 11:43 صبح

با سلام خدمت دوستان گلم


 مهم نيست که دختري يا پسري  مهم نيست رنگ مو ومدل موهات چه شکليه...مهم نيست زشتي يا خوشگل...مهم اينه که در هر شرايط خودت باشي...مهم اينه که دورو نباشي...مهم اينه که وجدان داشته باشي...


بارون نباش که با التماس خودت رو به شيشه بکوبي ... ابر باش که همه منت باريدن تو رو بکشن


براي خودت و زندگي ارزش قائل باش و در رويارويي با مشکلات فکر کن و غصه نخور


فکر نکن که تنها خودتي به فکر ديگران هم باش و قدرشون رو بدون


عاقبت عمرمون به پايان ميرسه پس بياييد عاشق باشيم، خوب زندگي کنيم، و دلمون رو پر از عشق يزدان کنيم.


عاقبت بخير باشيد و سرافراز


دعايم کنيد


 


 


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + سه چيز چهارشنبه 12 تير 1387  ساعت 9:37 صبح

  بنام خدا


سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها.


سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت.


 سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس .


سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + روش مثبت پنجشنبه 6 تير 1387  ساعت 8:56 صبح

پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بيل گيتس است پسر: آهان اگر اينطور است ، قبول است پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد: پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانک جهاني است بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم! پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است! مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد و معامله به اين ترتيب انجام مي شود


نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي .برگزينيد


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   مجتبي نصيري  

عنوان متن + لذت يک روز شنبه 1 تير 1387  ساعت 9:23 صبح

2روز مانده به پايان جهان تازه فهميد که اصلا زندگي نکرده است ! تقويمش پر شده بود و تنها 2روز خط نخورده باقي مانده بود. پريشان شد و اشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. التماس و در خواست کرد اما خدا سکوت کرد ! به پرو پاي فرشته ها پيچيد اما باز هم خدا سکوت کرد! فرياد زد و جارو جنجال براه انداخت... ! اما باز هم خدا سکوت کرد! دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد.... وخدا سکوتش را شکست و گفت:بنده من ! يک روز ديگر هم رفت و تو تمام روز را با بدو بيراه گفتن و جارو جنجال از دست دادي!تنها يک روز ديگر باقي مانده است....بيا اين يک روزت را زندگي کن. او با گريه گفت:اما با يک روز چکار مي توان کرد؟ خداوند فرمود :


انکس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند گويي که هزار سال زيسته است و آنکه امروزش را در نمي يابد هزار سال هم بکارش نمي ايد


  نظرات شما  ( )

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[27/4/1387- 8:16 ص] ترکم مکن
[25/4/1387- 8:31 ص] ساحل عبادت
[24/4/1387- 9:0 ص] براي همه پدرها؛ پشت چهره جدي وخسته
[23/4/1387- 9:41 ص] موي سپيد
[20/4/1387- 9:0 ص] اول چيزي
[18/4/1387- 10:36 ص] سرنوشت روزها
[15/4/1387- 11:43 ص]