قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

هو اللطیف

مطالب مفید، دلنوشته ها و ... این وبلاگ تقدیم به همه بیداردلان

تو همان مهربانی هستی

عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید،

ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است . . .؟

تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟!

نمی دانم

می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید . .



[ سه شنبه 95/12/10 ] [ 11:34 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

عشق من

 

عشق من ،


ای آیه ی مکرر آرامش میخواهمت هنوز ،


آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج می زند ،


                                                                                      راهی به دل بجو



[ سه شنبه 95/11/26 ] [ 11:17 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

انسانیت

 

آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند و آن هنگامی

است که بخواهد دست کسی که بر زمین افتاده بگیرد و او را بلند کند !

این قدرت تو نیست ؛

این انسانیت است.

 



[ پنج شنبه 95/11/21 ] [ 11:7 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

فقط خدا

بیا تا یک زمان امروزخوش باشیم در خلوت
که در عالم نمی داند کسی احوال فردا را


بی محبت مگذران عمر عزیز خویش را
در بهاران عندلیب و در خزان پروانه باش


خدایا..
همه از تو می خواهند بدهی
اما من از تو میخواهم بگیری
خستگی.. دلتنگی.. و غصه ها را
از لحظه لحظه روزگار همه انهایی که دوستشان دارم


هم اکنون که در حال نفس کشیدن هستید
کس دیگری دارد نفسهای آخرش را میکشد
پس دست از گله و شکایات بردارید
و بیاموزید چگونه با داشته هایتان زندگی کنید.


برای شناخت بهتر آدما
کافیه یک بار بر خلاف میلشون عمل کنی..

 

 

 



[ دوشنبه 95/11/18 ] [ 11:38 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

خاطره ی زیبای من...

با تو ام ای بالا بلند سر به زیر
هم شبیه نخلی هم مثل بید
بس که به دنبال تو راه افتاده ام
رد پایم حک شده در این مسیر
سالها و روزها و ماهها صبر کردم
آمدی اما چه دیر
حال که بارش سیلابی ات
کم نخواهد کرد داغ این کویر
هر چه دارم از دل و جان  مال تو
خاطراتت را فقط از من نگیر..



[ دوشنبه 95/11/18 ] [ 10:55 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

نشانه سکته

هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید: ل ح د
 
نشانه های سکته:
پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان  قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند

ل:  از شخص بخواهید تا لبخند بزند.
ح:  از شخص بخواهید که حرف بزند یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند.( مثلا: امروز هوا آفتابی است)
د:  از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند
.

اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید.
 
و اما نشانه دیگری از سکته: از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد.
اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، بدانید که شخص دچار حمله شده است.



[ دوشنبه 95/10/27 ] [ 8:27 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

آرامش

 

  آرامش،

محصولِ تفکر درست است، اما گاهی آرامش، هنرِ  نیندیشیدن  به انبوهِ مسائل است که ارزشِ فکر کردن را ندارند ...


لحظه هایت آرام نازنین

 



[ چهارشنبه 95/8/19 ] [ 1:22 عصر ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

دوستت دارم...

دوستت دارم

شبیه نم نم باران

روی گونه های شهر

شبیه لذت قدم زدن

روی برگ های پاییزی

تو فقط گاهی شعرهایم را بخوان

من تا همیشه

شاعرت می مانم ...



[ چهارشنبه 95/8/12 ] [ 1:28 عصر ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

پاییز

پاییز فصلیه که ازاولین روزش خودشو نشون می ده
کاش انسانها مث پاییز باشن
از روز اول رنگ اصلیشون رو نشون بدن
امیدوارم با آمدن پاییز هر یک برگ که میافته یک دونه از غمهای دلت کم بشه



[ یکشنبه 95/7/18 ] [ 9:32 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

شب تاسوعا

با خنده پای اهل جفا می خورد زمین                 ساقی میان علقمه تا می خورد زمین
کارش تمام می شود آن کس که عاقبت            سرلشگرش کنار لوا می خورد زمین
باید که دختران حرم گریه سر دهند                  وقتی عمو به دست قضا می خورد زمین
چیزی نمی کشد که عدو حمله می کند             آن لحظه هر کسی به جفا می خورد زمین
سر نیزه های لشگریان می رود هوا                         شاه غریب کرب و بلا می خورد زمین
طفلی سه ساله بین تکاپوی نیزه ها                   با ضربه های سخت عصا می خورد زمین
یک خواهری محجّبه بالای تپّه ای                     تا می دود به سمت اخا می خورد زمین

***

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست                        ته مانده های زخمی بال وپرت شکست
وقتی عمود آمد وشقّ القمر که شد                  تیر کمان میان دو چشم ترت شکست
با نیزه های لشگریان زیر و رو شدی                         در زیر نیزه ها به خدا پیکرت شکست
در لحظه ای که تا شدی و دست وپا زدی                   سقا کنار خیمه قد خواهرت شکست
بر روی پای فاطمه گفتی بیا اخا                             بنگر به نیزه ای کمر لشگرت شکست
یک یا حسین گفتی و زینب دلش گرفت               آن لحظه عاقبت نفس آخرت شکست

 



[ یکشنبه 95/7/18 ] [ 9:27 صبح ] [ مجتبی نصیری ]

نظر

きらきら