امام حسین علیه السلام :
أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ؛
من کشته اشکم؛ هر مؤمنى مرا یاد کند، اشکش روان شود.
پیشاپیش فرا رسیدن ایام تاسوعا و عاشورا را به همه شما عزیزان تسلیت عرض مینمایم.
التماس دعا
[ شنبه 90/9/12 ] [ 11:43 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند:
ثواب زیاد است ولی ثواب دان ما سوراخ است، یعنی فلان عمل خوب به جای می آوریم، و در عوض به ما ثواب هم می دهند، ولی عمل حرام دیگری را انجام می دهیم، مثلاً غیبت می کنیم و ثواب ها هم می ریزد و از بین می رود.
به دو علت موعظه و پند و اندرز، درمردم تأثیر نمی کند، یکی اینکه طرف مقابل زمینه پذیرش سخنان خوب را ندارد مثال یزیدها و معاویه ها، اگر چه بزرگوارانی مثل امام حسین و یا امیرمؤمنان(ع) موعظه کنند اثر نمی کند، و دوم اینکه گوینده موعظه، خود اهل عمل نیست هنوز نتوانسته است خود را بسازد و گناهان را ترک کند و تقوای الهی را رعایت نماید لذا طرف مقابل وقتی که از او احکام حلال و حرام را می شنود، و عملاً می بینید که خود خطیب مبتلا به افعال حرام است مثل غیبت کردن و دیگر رذائل اخلاقی، کلام خطیب در او تاثیری نخواهد داشت.
حضرت استاد می فرمایند:
یکی از رمزهای موفقیت این است که اساتید خود را دعا کنیم، شما هم اساتید خود را دعا کنید حتی استاد صرف ونحو خود را، و در نزد استادی درس بخوانید که اهل تقوا باشد و اگر بعدها هم منبری شدید، سعی کنید نام اهل بیت(ع) را با عظمت ببرید زیرا آن بزرگواران در اصل اساتید ما هستند و همه علوم به آنها ختم می شود
حضرت آیت الله مجتهدی فرمودند:
در یکی از شبهای احیا مادری پیغام فرستاد، که فرزندم بچه چند ماهه ای است، که در چشمش خوکار رفته، و پرده چشمش پاره شده است و قرار است که فردا صبح او را عمل کنند.
مادر به دکترها گفته بود اجازه بدهید قبل از عمل، امشب بچه را به منزل ببرم و فردا او را برمی گردانم دکترها بر اثر اصرار مادر قبول کردند، و شب مادرش او را به حوزه علمیه ما ورده، و به ما گفتند دعا کنید، آن شب هم، شب احیا بود، ما هم دعا کردیم و مردم مین گفتند، فردا که بچه را به بیمارستان بردند دکترها بعد ازمعاینه مجدد، تعجب کردند و به مادر بچه گفته بودند که او به طور معجزه سایی، پرده چشمش خوب شده است، حتی در این حوزه علمیه مریض سرطانی هم ورده اند و از اهل بیت(ع) شفا گرفته اند. خداوند متعال می فرماید (ادعونی اَستجِب لَکُم) دعا کنید تا من مستجاب کنم، حالا اگر دعای بعضی، مستجاب نمی شود عللی دارد که یکی از نها اینست که خداوند ن بنده را دوست دارد، و می خواهد صدای گریه و زاریش را بشنود.
[ چهارشنبه 90/9/9 ] [ 10:45 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
عصر عاشورا به دور خیمه ها خطی کشید*** کودکان را گفت: اینجا پادگان زینب است.
افسر و سرهنگ و سر لشکر ندارد پادگان***کل نیروهای آنجا کودکان زینب است

[ پنج شنبه 90/9/3 ] [ 11:35 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
عید قربان، عید پاک سازی دل است. با سر بریدن قربانی، تمام هواهای نفسانی را سر می بریم و از هر آنچه غیر خداست جدا می شویم و چشم امید از غیر او بر می داریم.
عید قربان، روز اثبات عشق و تسلیم است ؛ روزی که انسان در برابر معشوق، خود و همه چیز را فدا می کند و تعبد و پرستش خدا را آن گونه که شایسته است به معرض دید همگان می گذارد.
در این روز به گونه ای شایسته عمل می کنیم تا ابراهیم و اسماعیل وار از آزمایش و امتحان به در آییم.
آن گونه تسلیم امر حق می گردیم و تمام وجود و هستی خویش را تقدیم حق تعالی می نماییم که پاداش نیکوی وعده داده شده را از خداوند سبحان دریافت کنیم.
عیدتان مبارک
[ یکشنبه 90/8/15 ] [ 11:12 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
نهم ذی حجه، روز عرفه، روز عرفان بر شما دوستان گرامی باد.
صدای زمزمه میآید. سوز دل، اندوه و غم، صدای راز و نیاز عاشقانه.
چه حال خوشی دارند این جماعت، این جماعتی که دعوت شدند و اجابت کردند و اکنون، آمدهاند تا میهمان مهربانی خدا شوند؛ میهمان بخشش بیاندازه خدا. هر کس در گوشهای نشسته و زانوی پشیمانی در بغل گرفته و سر در گریبان اندوه فرو برده است و دانه دانه دلتنگیاش را با اشک و حسرت به تسبیح میکشد. همه خود را از یاد برده و غرق در دلخوشیِ یاد خدا شدهاند..
خدایا! این جماعت، فقط تو را میخواهند، تو را صدا میزنند.
حرف دل و زبانشان تویی، دلیل اشکهایشان، سوز مناجاتهایشان آه و نالههای بیصدایشان. اینک آمدهاند تا از باغ عرفه، گلهای معرفت بچینند. آمدهاند تا تو را بشناسند، تو را ببینند، تو را بفهمند.
پروردگارا! شاخههای خشکیده روحمان را به میهمانی باران رحمتت بخوان. دستان التماس دلهایمان را، با دستهای اجابت بفشار و برفهای هوس نشسته بر بام احساسمان را به هُرم یک نگاه مهربان آب کن.
خدایا! امروز را، روز عرفه تو و ما قرار ده، روز شناسایی بزرگیات، مهربانیات، کرامتت، و روز بخشیدن بیچارگی ما، درماندگی ما، گناهان ما...
«روز عرفه»، روز عشق است و مهربانی؛ روز بهار فرصتها و هنگام رویش گلستان «رحمت» است.
«عرفه» نگین انگشتری ذیحجه است، نغمهی زیبای شکفتن در باغ صفا و مروه، شعر مشعر دل، صفای «صفا دلان»، مروّت «مروه پویان» و زمزمهی «زمزم نوشان» است.
«عرفه» روز اشک است و ناله. «عرفات»، سرزمین اشکها، سرزمین عشق، سرزمین میعاد، سرزمین نور و سرور، سرزمین تقوا و توبه و سرزمین درد و درمان است. از گوشه گوشهی این دشت، ندای «لَبَّیْکَ، اَللَّهُمَّ لَبَّیْک، لَبَّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ ...» به عرش برین میرسد.
گوش کن! میشنوی؟ نگاه کن! میبینی؟ در بیکران دشت عرفات، هیچ نجوایی جز نیایش عاشقان به گوش نمیرسد؛ هنوز زیباترین نغمهای که عرش را میلرزاند، مناجات عرفهی پارهی تن رسول و نور دیدهی بتول است که در خلوت این صحرای ملکوتی، در برابر معبودش زانو زده و دستهایش بهسوی آسمان بلند است. گاه تبسمی بر لبانش نقش میبندد و گاه سیل اشک امانش نمیدهد.
«عرفه» روز حسین علیهالسلام است و حسینی شدن؛ دل بر حسین علیهالسلام سپردن و هم نوا با حسین علیهالسلام خواندن.
عرفه، روز توبه و بازگشت به یگانه پروردگار و دور شدن از صفات نکوهیده است..
الهی! عرفهام، باحسین علیهالسلام از عرفات کوچ کرد و رحل اقامت در کربلاگزید؛ پس تو رامی خوانم به زبانی که امامم حسین علیهالسلام در روز عرفه و در ودایش با سرزمین عرفات خواند.
الهی تو را میخوانم، با اشکهایی که به ترنم آخرین نوای آسمانی مولایم حسین علیهالسلام در روز عرفه، بر صورت شرمسارم روان شده است.
الهی! تو را میخوانم به پاکی و خلوص بندگی در صحرای عرفات، به تکاپوی حاجیان؛ آنگاه که جان مشتاق را برای لقای تو روانه آسمان زلال عرفه میکنند.
خدای من! دلم برای آشنایی و آشتی با تو، بیتابتر از همیشه است و تنها داراییام در پیشگاه تو، دعایی است که به آن وعده اجابت دادهای.
الهی! تو نوری؛ آشکارتر از آنی که به مدد آثار خلقتت، شناخته شوی.
تو نوری و روشنتر از آنی که در پناه سایه درآیی.
خدای من! چه وقت از دیدهام نهان شدی تا برای اثبات بودن تو، دست به دامن برهان و استدلال ببرم؟
تو آنقدر ظاهری که رسیدن به تو از راه مشاهده آثارت، راه دراز پیمودن و به بیراهه رفتن است. پس خدای من! چنان به عشق خود مرا بنواز و یاریام کن تا دیدهام؛ به فراتر از نشانههایت دل مشغول دارد و از درک نور تو که آفاق را روشن کرده، بازنماند.
بارالها! چنان خود را به من بنما که بیواسطه و با شهود قلب، شیفته جمال نورانی تو شوم.
[ یکشنبه 90/8/15 ] [ 9:8 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
هفتم ذی الحجه سالروز شهادت امام مؤمنان و پنجمین پیشوای عطوف شیعیان،امام محمد بن علی الباقرعلیهم السلام را به محضر
آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم
این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است. و باز زخمی عمیق بر جگر شیعه. این بار، پنجمین ناخدای کشتی ایمان، او که دریا دریا علم، از سینه اش جاری بود و واژه واژه عشق، از نگاهش سرازیر، او که از کلامش وحی میجوشید و از زبانش باران حدیث میبارید، چهره در خاک کشیده است؛ مظلوم و غریب .
امروز چه قدر مدینه بوی غربت و بیکسی میدهد! انگار خاک بیپدری بر سرش ریختهاند. از هر نقطه، صدای ناله میآید. کوچهها، خانهها، دیوارها، پنجرهها همه و همه آرام آرام، مظلومیت کسی را میگریند.
صدای لا اله الا اللّه فرشتگان بلند میشود. صدای قدسیان که همناله با زمینیان، تابوت خورشید پنجم را به سوی بقیع به دوش می کشند.
صدای لا اله الا اللّه در سکوت تیغ میپیچد،
و پیکری مطهر، سوخته از نازیباییها، میهمان بهشت میشود، و هنوز بعد از گذشت سالها، همنوا با عرفات، ضجه میزنیم مظلومیت امام غریب شیعه را...
[ پنج شنبه 90/8/12 ] [ 10:20 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
سلام دوستان
دیدم محرم نزدیکه گفتم حرف دلتو بنویسم- انشالله کنار حرمش
________________________________________________
به دل نام حسین را من نوشتم
عجین شد با ولای او سرشتم
گنهکارم، ذلیلم، دردمندم
نه مجنونم نه زیبایم نه زشتم
نه درویشم نه دیوانه نه عاقل
نه اهل معبدو دیر و کنشتم
اگر دیدی به روز حشر، زاهد!
که من هم در صف اهل بهشتم
بدان این لطف اربابم حسین است
به دست او عوض شد سرنوشتم
شده چون یوسف زهرا نگارم
حسین بن علی را دوست دارم(بهلول حبیبی زنجانی)
التماس دعا
[ دوشنبه 90/8/9 ] [ 9:31 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
میلاد على بن موسى الرضا، مأواى دلشکستگان و تکیهگاه درماندگان، بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد!
ذیقعــده شد و بهار ایـــران آمد در مشهد و قم دو گنج پنهان آمد
در روز یکم کریمه آل رسول در یازدهم شاه خراسان آمد
بوی خوش کدام بهار است که شامه زمین را مینوازد؟ هوای یراهن کدام یوسف است، که دنیا رابه سرمستی فرا خوانده است؟ این همه پروانه شناور در هوای عشق، زاده کدام لبخند است؟
آری! رستاخیز عشق است. زمین، به مهمانی آسمان میرود. اهالی ملکوت، کجاوه هدایت را به دوش گرفتهاند. دسته دسته ستاره، پشت در خانه موسی بن جعفر علیهالسلام صف کشیدهاند تا رضای الهی را در رضای تو بجویند.
خورشیدی از دامان «نجمه» طلوع کرده است تا سرنوشت تاریک دنیا را به روشنایی و روز برساند.
السلام علیک یا غریب الغربا و یا معین الضعفا
[ شنبه 90/7/16 ] [ 8:36 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
هفته دفاع مقدس ، دفاعی که با روحِ مقاومت آمیخته و با هیاهو و تکاپو عجین ،مبارک باد.
سلام بر عشق ، سلام بر همدم و همراز عشق یعنی شهید و شهادت
برادررزمنده ! تو، خورشید روزهاى خاکسترى دفاع بودى و پرنده جانت، شکستن قفس هاى وابستگى را به ما آموخت. آمدى تا کوچه هاى وارستگى و اقتدار را عابر باشیم و عشق به وطن، راز همیشه بودنمان باشد
سلام و درود خدا بر تو ای شهید
سلام بر تو که جان گرامی ات را در راه خدا و عشق به دین و وطن ، بی درنگ فدا نمودی .
درود بر تو که دل از همه رنگهای دنیایی بگسستی و سوار بر اسب راهوار هدایت در جاده ی نور به سوی معبود شتافتی بدون آنکه لحظه ای تردید به دل راه دهی .
میدانم که هنوز در راه خدا به جهاد خود ادامه می دهید و میدانم که شما زنده اید و این ما هستیم که مرده ایم و در دنیای مادیات غرق شده ایم ...
هنوز تصویر شماست که بر لوح دلها حک شده و مایه دلگرمی ، امید و نیروی جهادگران خدا جو ، عاشقان ولایت ، عدالت پیشگان راه هدایت ، و خدمتگزاران این ملت می باشد.
خوب میدانم که هرگاه دست یاری به سویتان دراز کردم دست رد به سینه ام نزدید و هرگز فراموش نمی کنم که چگونه با پرتو نور خود ، بر دل ظلمت زده ام ، تاثیری شگرف و تحولی عظیم ، بر زندگی ام داشتید
[ پنج شنبه 90/7/7 ] [ 10:41 صبح ] [ مجتبی نصیری ]
با سلام
اول ذیقعده سالروز میلاد کریمه اهل بیت علیها سلام حضرت فاطمه معصومه (س) بر همه شیعیان جهان مبارک باد.
[ چهارشنبه 90/7/6 ] [ 9:41 صبح ] [ مجتبی نصیری ]